در یک صبح بیغبار سپتامبر، لحظهای سرنوشتساز در تاریخ آمریکا رقم خورد. جنا جیکوبز مکپارتلند، زنی که در آن زمان نه ماهه باردار بود، به وضوح به یاد میآورد که چه زمانی زندگیاش دچار دگرگونی شد. او در حال تمیز کردن دستشویی و تماشای برنامه خبری «تودی شو» بود که ناگهان خبر سقوط اولین هواپیما به برج شمالی مرکز تجارت جهانی نیویورک پخش شد.
جنا در آن لحظه نمیدانست که همسرش، آریل جیکوبز، در حال حاضر در کنفرانسی در رستوران «ویندوز بر روی جهان» واقع در همان برج حضور دارد. او با اضطراب به دفتر همسرش زنگ زد و به او گفت: «سلام، تلویزیون را روشن کن. آیا میدانید چه اتفاقی افتاده است؟» دستیار آریل با صدای وحشتزده پاسخ داد: «اوه خدای من، جنا، او آنجا است.» این خبر به ناگاه دنیا را برای جنا به یک احساس خالی و فروریخته تبدیل کرد.
تاریخ و ترس
حملات ۱۱ سپتامبر نه تنها یادآور یک تراژدی بزرگ برای آمریکا بود، بلکه به عنوان کاتالیزوری برای تغییرات عمیق داخلی و بینالمللی عمل کرد. واکنش آمریکا به این حملات، به ایجاد یک موج جهانی از ترس و ناامنی منجر شد. این کشور به جای آن که به بازسازی خود بپردازد، به ایجاد ترس و وحشت در کشورهای دیگر روی آورد.
۲۵ سال پس از آن روز، هنوز هم آثار این رویداد در زندگی روزمره مردم و سیاستهای جهانی دیده میشود. بسیاری از کشورها به بهانهٔ مبارزه با تروریسم به نقض حقوق بشر و سرکوب آزادیها پرداختهاند. بزرگترین دموکراسی جهان، به جای آن که به امید و سازندگی پردازد، به یک قدرت نظامی و امنیتی تبدیل شده است که خود به ترس دامن میزند.
یادآوری تلخ
برخی از قربانیان این حملات، همچنان در پی یادآوری عزیزانشان هستند و میکوشند تا خاطرات تلخ آن روز را به فراموشی نسپارند. در حالی که جنا و آریل هنوز در جستجوی آرامش هستند، یادآوری این رویداد به ما یادآوری میکند که تاریخ نه تنها درسهایی برای آینده دارد، بلکه همواره باید به آثار آن توجه کنیم.



